تبليغاتX
واله ی بجنوردی - سوگواره خورشید عدالت ، علی ( ع )
واله ی بجنوردی

خوش به حال آی با کلاه! كه روزهاي برفي اش گرم است... و آي بي كلاه، چقدر شبيه من است، وقتي باد مي آيد!

 خورشید جاودانه ی عرفان

دریای بیکرانه ی احسان

این بار می رود که نیاید

عادت کنید ، آی یتیمان !

 

امشب دلم برای تو تنگ است

امشب حدیث شیشه و سنگ است

این شهر، در نبود تو ، تاریک

این زندگی ، بدون تو ننگ است .

 

بودی که یکنواخت بتابی

ما گرم می شدیم ، حسابی

رفتی ، سیاهپوش شد از غم

این آسمان ِ روشن ِ آبی .

 

بعد ِ تو ، غیر درد نمانده

جز ناله های سرد نمانده

از سرزمین ِ بودن و ماندن

رفتی و هیچ مرد نمانده .

 

از ما شکوه و هستی ِ ما ؛ پَر

خورشید ؛ پر ، ستاره ، هوا ؛ پر

هی چرخ چرخ ، دور ِ من ِ خود

از بین ما ، هوای خـــــدا ؛ پر .

 

نوشته شده در پنجشنبه 1388/06/19ساعت 23:9 توسط مجید آخته (واله ی بجنوردی )|



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت