تبليغاتX
واله ی بجنوردی

واله ی بجنوردی

خوش به حال آی با کلاه! كه روزهاي برفي اش گرم است... و آي بي كلاه، چقدر شبيه من است، وقتي باد مي آيد!

علمدار کربلا (ع)
سروده : مجید آخته (واله ی بجنوردی ) - ساعت 22:48 روز پنجشنبه 1386/10/27
 
 

ظهر دهم ، تلاطم دریا ، کنار رود

مقصود رود ، دیدن دریاست ، می رود

دریا شدن ، نهایت رود است ؛ ناگهان ،

دریا سراغ رود بیاید ، چه می شود !!!

 

دل های ایل ، در دل توفانی اش تپید

بر دست های دریا ، موج نگاهشان

دستی که رود را همه بر دوش می برد ،

دستی که آب را به دل بی گناهشان .

 

شن های داغ ، در دل تفتیده ی زمین ،

بادی که می نوازد سیلی داغ را ،

درهای آسمان ، که غضبناک بسته است ،

تیر عطش به قهر ، نشان کرده باغ را .

 

دریا کجاست ؟! تشنگی از پا نشاندمان ،

- این ، مویه های کودکی از پا نشسته است –

ای کاش می شنید صدایی که می سرود :

دستان مهربانی دریا شکسته است !

 

دریا  کنار رود ، عطشناک آرمید

آنک برادری که تو را تشنه مانده است

اقیانُسی که یونسی از آن کران ندید !

داغ غمت ، به سینه اش آتش نشانده است .

 

تو آن خداسروده ای ، ای بهترین غزل !

ای بیکران مهر ! اتّفاق ناگهان !

مُهرِ وفا به نام تو خورده است تا ابد

ای فرض ِ غیرممکن ِ ممکن ! مرا بخوان .

 

- ما را که خوانده ایم تو را بی شمار بار ،

چشمان بی قراری ِ مان ، مانده بر  در است

راهی گشوده ای که در این غربت ِ غریب

مردانگی ، هنوز علمدار پرور است .

 

مجید آخته ( واله ی بجنوردی )

مشهد – دی ماه 1386