تبليغاتX
واله ی بجنوردی

واله ی بجنوردی

خوش به حال آی با کلاه! كه روزهاي برفي اش گرم است... و آي بي كلاه، چقدر شبيه من است، وقتي باد مي آيد!

نقد کوتاهی بر مجموعه ی « رشته کوه عزیز »
سروده : مجید آخته (واله ی بجنوردی ) - ساعت 3:29 روز شنبه 1388/08/09
 
نگاهی گذرا به زبان صمیمی غزل در مجموعه ی

 "رشته کوه عزیز"

سروده ی: نرگس برهمند

 

 

کتاب " رشته کوه عزیز" مجموعه ای است شامل 41 غزل سروده ی خانم نرگس برهمند شاعر خوب وتوانمند خراسانی. این کتاب در 56 صفحه با طرح جلدی که برآمده از از نام مجموعه و یادآور کوه های آلاداغ و شاه جهان در خراسان شمالی است و صفحات کاهی که دیرینگی عشق و شاید غزل را تداعی می کند هارمونی زیبایی را پدید آورده است.

از بارزترین ویژگی های مشترک میان غزل های این مجموعه که بیشتر سروده های سال های  77 تا 85 را در برمی گیرد- به جز آخرین شعر که تازه ترین اثر این مجموعه است- صمیمیت و زلالی زبان در آن هاست " نوعی سهل و ممتنع گرایی".

با نگاهی به تاریخ سرایش این شعرها پس از پایان یافتن هریک می توان به تاثیر گذر ایام بر استحکام زبان و افزایش هنر شاعری برای آفرینش تصاویر تازه و بدیع و رسیدن به نگاهی نو پی برد.

بنده که از سال های آغازین دهه ی 70 با شعرهای خانم برهمند آشنایم خوش بختانه شاهد حرکت مداوم رو به کمال در آثار ایشان بوده و هستم. شاعر در این مجموعه نشان داده که با زبان غزل معاصر آشناست و به زبان  شعری مخصوص و نگاه ویژه ی خود دست یافته است. در بعضی جاها به تجربه های نوین شعر معاصر هم نگاهی داشته است:

و روی دست تو تشییع من تماشایی ست        غزل2

که مصراع دوم بیت را به خواننده واگذار کرده است.

از بسامد واژگان در این مجموعه می توان به دغدغه ها و دلبستگی های درونی شاعر پی برد که از پربسامدترین آن ها می شود به این موارد اشاره کرد:

مسافر – سفر – اردی بهشت – اسفند – قهوه – نشابور – چشم – نگاه – اصطلاحات شعری ( مصرع – غزل – استعاره – ایجاز) شاعر – انگور – ضمیر شخصی تو و.....

 انواع صنایع لفظی و معنوی و آرایه های بدیعی در جای جای شعرها به چشم می آید. در بسیاری از شعرها واج آرایی هنرمندانه ای را می توان یافت:

 تب تند نگاه تو تا چند  غزل 3

هم باده با تو بون و هر شب بگو بخند  غزل7

وبسیاری آرایه های دیگر که در این مجال نمی گنجد.

شاعر در انتشار برخی شعرهای این کتاب با شتابزدگی گذر کرده به طوری که کاستی هایی را موجب شده که به دومورد از آن ها اشاره می شود:

 1- کاربرد تضمین های بدون ارجاع و بی نام:

 تاتار لحظه های نشابوری منی   غزل6

شعرم به لحظه های وخامت رسیده است   غزل 10

 2- آشفتگی وزن و موسیقی:

دوباره رودخانه دسته گل به آب داد    غزل22   وزن شعر مفاعلن مفاعن مفاعلن می باشد.

بادبادکی سوار باد بود  غزل 41  که وزن این غزل هم فاعلات فاعلات فاعلات فع می باشد. البته احساس می شود در مصراع اخیر یک واژه هنگام چاپ جا افتاده که در این صورت ضعف ویراستاری به شمار می آید.

{ البته فقط از جهت یادآوری باید بگویم واژه ی رودخانه در اصل، رود بوده است و همان طور که جناب آخته هم حدس زده اند، کلمه ی دوش هم در بیت بعدی از قلم افتاده است. در این صورت هر دو تشتت وزنی که ایشان اشاره فرموده اند، منتفی می شود.}

 از دیدگاه نگارنده دلکش ترین و نغزترین غزل این مجموعه غزل 24 است که ترجمان شاعرانه ای از باورها و دیدگاه شاعر است. آن چنان که نام این مجموعه نیز از یکی از مصراع های این غزل برآمده:

 صبور و ساده و مغرور، رشته کوه عزیز

نشسته پای دلم، تکیه گاه یعنی این.

خانم برهمند در انواع قالب های کلاسیک و نو دست توانایی دارند و شعرهای این کتاب توانسته است توانمندی های شاعر را در غزل به شایستگی بروز دهد.

در پایان موفقیت روزافزون را برای این شاعر آرزو دارم.                                              

                                                                                                                           مجید آخته - مهرگان ۱۳۸۸ خورشیدی


 
ادامه مطلب...
 
سوگواره خورشید عدالت ، علی ( ع )
سروده : مجید آخته (واله ی بجنوردی ) - ساعت 23:9 روز پنجشنبه 1388/06/19
 
 

خورشید جاودانه ی عرفان

دریای بیکرانه ی احسان

این بار می رود که نیاید

عادت کنید ، آی یتیمان !

 

امشب دلم برای تو تنگ است

امشب حدیث شیشه و سنگ است

این شهر، در نبود تو ، تاریک

این زندگی ، بدون تو ننگ است .

 ...............


 
ادامه مطلب...
 
یاد یاران - به "س . ح "
سروده : مجید آخته (واله ی بجنوردی ) - ساعت 23:58 روز پنجشنبه 1388/06/12
 
باسلام به همه ی دوستان و با پوزش بسیار برای دیرکرد بیش از حدم . یه کار از سال های دور و دیر رو براتون می ذارم ،،، به مناسبت ،،،

تو خسته بوده ای از این سکوت نافرجام

به تنگ آمده از این هبوط نافرجام

 

نی ِ وجود تو در التهاب آتش بود

و منزجر شده از این فلوت نافرجام

 

تمام قامت تو ، در نماز؛ در آتش

و سوخت جان تو، در یک قنوت نافرجام

 

و خواست شعله ی جان تو را تباه کند

شب آشیان سیه دل به فوت نافرجام

 

بتاب ! تاکه بسوزد دل تباه دلان

فرو بپاش بساط سکوت نافرجام .

 

 

     مشهد - 24 اسفند 1378


 
 
هفته گرامی داشت مقام والای معلم
سروده : مجید آخته (واله ی بجنوردی ) - ساعت 1:42 روز یکشنبه 1388/02/20
 

کلاس با تو بود

چون تو همیشه با کلاس بودی .

هفته گرامی داشت مقام والای معلم


 
 
در هوای حکیم عمرخیام
سروده : مجید آخته (واله ی بجنوردی ) - ساعت 20:28 روز شنبه 1387/11/19
 
   

در گذشته و آینده

حالی نیست.

حال آن که ،

حال ؛

 آینده دارد .

نظر من ، بی تردید

با حال است .

 

مجید آخته ( واله ی بجنوردی )

مشهد - بهمن ماه ۱۳۸۷


 
 
یا امام رضا ( ع )
سروده : مجید آخته (واله ی بجنوردی ) - ساعت 22:59 روز شنبه 1387/09/02
 
  

دخیل بسته ام این لحظه های آخر هم

دل تکیده ی دیوانه را ، دلِ درهم ،

بر آستان تو ، آن جا که  نور، عشق ، خداست

من ِ خراب و هزاران خراب ِ دیگر هم .

 ........


 
ادامه مطلب...
 
بهین بهانه ی بودن
سروده : مجید آخته (واله ی بجنوردی ) - ساعت 0:19 روز دوشنبه 1387/03/06
 

  

ببار و

ببار

نگاهت را

بر من .

........ 


 
ادامه مطلب...
 
ایران من
سروده : مجید آخته (واله ی بجنوردی ) - ساعت 1:53 روز جمعه 1387/01/23
 

 

چگونه فریاد می شوی ؟!

وقتی بال های بلند پروازت

خسته و خاموش

خفته اند .

............ 


 
ادامه مطلب...
 
علمدار کربلا (ع)
سروده : مجید آخته (واله ی بجنوردی ) - ساعت 22:48 روز پنجشنبه 1386/10/27
 

 

ظهر دهم ، تلاطم دریا ، کنار رود

مقصود رود ، دیدن دریاست ، می رود

دریا شدن ، نهایت رود است ؛ ناگهان ،

دریا سراغ رود بیاید ، چه می شود !!!

 

............


 
ادامه مطلب...
 
شهر بهشت
سروده : مجید آخته (واله ی بجنوردی ) - ساعت 23:23 روز جمعه 1386/09/02
 

 

يک صبح زود ، نيمه ی دی ماه ، سردِ سرد

از خواب می پرم که بيايم به سوی تو

من – کودکی که راه به جايی نمی برد –

و مادر و پدر ، همه در آرزوی تو

 

......


 
ادامه مطلب...
 
به همسفر همیشگی زندگی ام :
سروده : مجید آخته (واله ی بجنوردی ) - ساعت 23:7 روز دوشنبه 1386/05/29
 

 

 

جاری شو ، ای زلال ترین چشمه سار ؛ من ،

سیبی که تشنه است ، و می افتد از دهن

 

دارم تمام می شوم از گنگی ِ خودم

دارم خودم به دست خودم می شوم کفن

 

رنگ نگاه های تو ، آرام می وزد

بر صحن دفتری که پر از یاس و نسترن

 

شعری که عشق را به حریم دلم کشاند

شعری که حسن مطلعش از جنس خوب ِ زن

 

معنای روشنایی و لطف و لطافتی

یعنی : بیا  بهار  ، سری هم به ما بزن

 

در جویبار دل ، جریان تو بود که ،

من جاری ام به هر جریانی ، به هر دهن !

 

مجید آخته ( واله ی بجنوردی )

مشهد – تیرماه 138۶


 
 
عشق عزیزم
سروده : مجید آخته (واله ی بجنوردی ) - ساعت 22:40 روز سه شنبه 1386/04/19
 

 

شعر را

برای کودکان سرود

انگار !

خـــــــــدا ،

که سپید بود

لوح دلشان .

...........


 
ادامه مطلب...
 
انتظار
سروده : مجید آخته (واله ی بجنوردی ) - ساعت 7:2 روز سه شنبه 1386/02/11
 

 

از آسمان آبي آرام مي رسي

انگار نبض ياس و بنفشه به دست توست

يك قوم مست چشم اهورايي تو اند

امّيدها ، به دست دل بت پرست توست .

 

...... 


 
ادامه مطلب...
 
به آفتاب...
سروده : مجید آخته (واله ی بجنوردی ) - ساعت 6:43 روز سه شنبه 1386/02/11
 

 

پژمرده اي ،

مثل شمعداني هاي راه پلّه ي ما ،

مثل اسطوره اي درختان ِ جنگلي ِ گلستان

كه آفتاب را ،

سر ِ ديدار نيست .

و رهگذران ،

ابروهاي پيوسته دارند.

 

به آفتاب بگوييد :

« كاكتوس هم ،

در انتظار لبخند ،

محتضر است . »

 

  

مجيد آخته ( واله ي بجنوردي )

مشهد - اردی بهشت 1386


 
 
علمدار
سروده : مجید آخته (واله ی بجنوردی ) - ساعت 22:13 روز دوشنبه 1385/11/02
 

 

تشنه اند ،

تشنه اند ،

تشنه اند ،

چشمان جهان ،

چشمان تاریخ ،

چشمان علقمه ،

که تنها یک بار دیگر بنوشند :

تراژدی بی مانندت را .

 .......


 
ادامه مطلب...
 
ضامن عشق
سروده : مجید آخته (واله ی بجنوردی ) - ساعت 21:20 روز شنبه 1385/08/27
 
 

 

... و خداوند

تو را آفرید

که معنا شود

عاشقی

در شعله ناک بال های پروانه

و کبوتران ناامن

بنوشند

پرواز را

در آبی آسمانی ات .

........                                                 


 
ادامه مطلب...
 
برای موعود
سروده : مجید آخته (واله ی بجنوردی ) - ساعت 5:50 روز سه شنبه 1385/07/18
 
 

نیامدی ،  

نیامدی ،

و چشمان پدربزرگم به در خشک شد

دق کرد

که تو را ندیده ، می رفت .

............


 
ادامه مطلب...
 
خوشبختی
سروده : مجید آخته (واله ی بجنوردی ) - ساعت 5:48 روز سه شنبه 1385/07/18
 

 

 

متولّد شدم

در شعری که

عطر عبور تو در آن جاری است

و اثر انگشت مرا دارد .

واژه هایم کدر،

خاطرم مکدّر ؛

احساسم زنگ زده .

.

.

.

مشترک مورد نظر !

به باد می دهی مرا

وقتی رقص موهای رهایت

باد را به بازیچه گرفته است .

خوب می شناسم

دیوانه ای را

که ورد زبانش بود :

[ ماه را بگویید : 

 تا دیدارت ، چند پلّه راه است ؟! ]

بارت را بسته ای

در چمدانی که

طومار زندگی ام درهم پیچید .

مسافر!

کدام ایستگاه این ترن ،

« خوشبختی » است ؟!

 

واله ی بجنوردی   - مشهد 10/6/1385


 
 
آرزو
سروده : مجید آخته (واله ی بجنوردی ) - ساعت 5:42 روز سه شنبه 1385/07/18
 
 

 

خدا مرا نیافرید

مرا برگزید

که من تو را ،

و تو ؛

. . . !


 
ادامه مطلب...
 
آیینه
سروده : مجید آخته (واله ی بجنوردی ) - ساعت 5:36 روز سه شنبه 1385/07/18
 

  

تيک ،

تاک ،

تيک ،

تاک . . .

صدايی که ، سپيد می شود

تک تک موهايم .

بدون ثبت يک لبخند ،

در صفحه ی صورتی خاطرات .

 

راستی چقدر دوست داری سهيل باشی  ؟ !

اين همه رصد !

                               

ببخشيد !

شما لقمه ی دهان من . . .

را  نديده ايد ؟ !

 

واله ی بجنوردی   هفدهم خرداد هشتاد وپنج