تبليغاتX
واله ی بجنوردی

واله ی بجنوردی

خوش به حال آی با کلاه! كه روزهاي برفي اش گرم است... و آي بي كلاه، چقدر شبيه من است، وقتي باد مي آيد!

عاشورا ، در آیینه ی شعر

ashoora

 

مردی که خاندان خدا را گریسته

مردی که همصدای خداوند ، زیسته

بسیار ظلم دیده به دوران ، نه این چنین

بسیار کوه و دشت و بیابان ، نه این چنین ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/10/10ساعت 1:30  توسط مجید آخته (واله ی بجنوردی )  | 

نقد کوتاهی بر مجموعه ی « رشته کوه عزیز »

نگاهی گذرا به زبان صمیمی غزل در مجموعه ی

 "رشته کوه عزیز"

سروده ی: نرگس برهمند

  

کتاب " رشته کوه عزیز" مجموعه ای است شامل 41 غزل سروده ی خانم نرگس برهمند شاعر خوب وتوانمند خراسانی. این کتاب در 56 صفحه با طرح جلدی که برآمده از از نام مجموعه و یادآور کوه های آلاداغ و شاه جهان در خراسان شمالی است و صفحات کاهی که دیرینگی عشق و شاید غزل را تداعی می کند هارمونی زیبایی را پدید آورده است....

                                                                                                                           مجید آخته - مهرگان ۱۳۸۸ خورشیدی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1388/08/09ساعت 3:29  توسط مجید آخته (واله ی بجنوردی )  | 

سوگواره خورشید عدالت ، علی ( ع )

 

خورشید جاودانه ی عرفان

دریای بیکرانه ی احسان

این بار می رود که نیاید

عادت کنید ، آی یتیمان !

 

امشب دلم برای تو تنگ است

امشب حدیث شیشه و سنگ است

این شهر، در نبود تو ، تاریک

این زندگی ، بدون تو ننگ است .

 ...............


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/06/19ساعت 23:9  توسط مجید آخته (واله ی بجنوردی )  | 

یاد یاران - به "س . ح "

باسلام به همه ی دوستان و با پوزش بسیار برای دیرکرد بیش از حدم . یه کار از سال های دور و دیر رو براتون می ذارم ،،، به مناسبت ،،،

 

تو خسته بوده ای از این سکوت نافرجام

به تنگ آمده از این هبوط نافرجام

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/06/12ساعت 23:58  توسط مجید آخته (واله ی بجنوردی )  | 

هفته گرامی داشت مقام والای معلم

کلاس با تو بود

چون تو همیشه با کلاس بودی .

هفته گرامی داشت مقام والای معلم

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/02/20ساعت 1:42  توسط مجید آخته (واله ی بجنوردی )  | 

در هوای حکیم عمرخیام

   

در گذشته و آینده

حالی نیست.

حال آن که ،

حال ؛

 آینده دارد .

نظر من ، بی تردید

با حال است .

 

مجید آخته ( واله ی بجنوردی )

مشهد - بهمن ماه ۱۳۸۷

+ نوشته شده در  شنبه 1387/11/19ساعت 20:28  توسط مجید آخته (واله ی بجنوردی )  | 

یا امام رضا ( ع )

  

دخیل بسته ام این لحظه های آخر هم

دل تکیده ی دیوانه را ، دلِ درهم ،

بر آستان تو ، آن جا که  نور، عشق ، خداست

من ِ خراب و هزاران خراب ِ دیگر هم .

 ........


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1387/09/02ساعت 22:59  توسط مجید آخته (واله ی بجنوردی )  | 

بهین بهانه ی بودن

  

ببار و

ببار

نگاهت را

بر من .

........ 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/03/06ساعت 0:19  توسط مجید آخته (واله ی بجنوردی )  | 

ایران من

 

 

چگونه فریاد می شوی ؟!

وقتی بال های بلند پروازت

خسته و خاموش

خفته اند .

............ 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1387/01/23ساعت 1:53  توسط مجید آخته (واله ی بجنوردی )  | 

علمدار کربلا (ع)

 

 

ظهر دهم ، تلاطم دریا ، کنار رود

مقصود رود ، دیدن دریاست ، می رود

دریا شدن ، نهایت رود است ؛ ناگهان ،

دریا سراغ رود بیاید ، چه می شود !!!

 

............


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/10/27ساعت 22:48  توسط مجید آخته (واله ی بجنوردی )  | 

شهر بهشت

 

يک صبح زود ، نيمه ی دی ماه ، سردِ سرد

از خواب می پرم که بيايم به سوی تو

من – کودکی که راه به جايی نمی برد –

و مادر و پدر ، همه در آرزوی تو

 

......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1386/09/02ساعت 23:23  توسط مجید آخته (واله ی بجنوردی )  | 

به همسفر همیشگی زندگی ام :

 

 

جاری شو ، ای زلال ترین چشمه سار ؛ من ،

سیبی که تشنه است ، و می افتد از دهن

 

دارم تمام می شوم از گنگی ِ خودم

دارم خودم به دست خودم می شوم کفن

 

رنگ نگاه های تو ، آرام می وزد

بر صحن دفتری که پر از یاس و نسترن

 

شعری که عشق را به حریم دلم کشاند

شعری که حسن مطلعش از جنس خوب ِ زن

 

معنای روشنایی و لطف و لطافتی

یعنی : بیا  بهار  ، سری هم به ما بزن

 

در جویبار دل ، جریان تو بود که ،

من جاری ام به هر جریانی ، به هر دهن !

 

مجید آخته ( واله ی بجنوردی )

مشهد – تیرماه 138۶

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/05/29ساعت 23:7  توسط مجید آخته (واله ی بجنوردی )  | 

عشق عزیزم

 

شعر را

برای کودکان سرود

انگار !

خـــــــــدا ،

که سپید بود

لوح دلشان .

...........


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/04/19ساعت 22:40  توسط مجید آخته (واله ی بجنوردی )  | 

انتظار

 

از آسمان آبي آرام مي رسي

انگار نبض ياس و بنفشه به دست توست

يك قوم مست چشم اهورايي تو اند

امّيدها ، به دست دل بت پرست توست .

 

...... 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/02/11ساعت 7:2  توسط مجید آخته (واله ی بجنوردی )  | 

به آفتاب...

 

پژمرده اي ،

مثل شمعداني هاي راه پلّه ي ما ،

مثل اسطوره اي درختان ِ جنگلي ِ گلستان

كه آفتاب را ،

سر ِ ديدار نيست .

و رهگذران ،

ابروهاي پيوسته دارند.

 

به آفتاب بگوييد :

« كاكتوس هم ،

در انتظار لبخند ،

محتضر است . »

 

  

مجيد آخته ( واله ي بجنوردي )

مشهد - اردی بهشت 1386

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/02/11ساعت 6:43  توسط مجید آخته (واله ی بجنوردی )  | 

علمدار

 

تشنه اند ،

تشنه اند ،

تشنه اند ،

چشمان جهان ،

چشمان تاریخ ،

چشمان علقمه ،

که تنها یک بار دیگر بنوشند :

تراژدی بی مانندت را .

 .......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/11/02ساعت 22:13  توسط مجید آخته (واله ی بجنوردی )  | 

ضامن عشق

 

 

... و خداوند

تو را آفرید

که معنا شود

عاشقی

در شعله ناک بال های پروانه

و کبوتران ناامن

بنوشند

پرواز را

در آبی آسمانی ات .

........                                                 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1385/08/27ساعت 21:20  توسط مجید آخته (واله ی بجنوردی )  | 

برای موعود

 

نیامدی ،  

نیامدی ،

و چشمان پدربزرگم به در خشک شد

دق کرد

که تو را ندیده ، می رفت .

............


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/07/18ساعت 5:50  توسط مجید آخته (واله ی بجنوردی )  | 

خوشبختی

 

 

متولّد شدم

در شعری که

عطر عبور تو در آن جاری است

و اثر انگشت مرا دارد .

واژه هایم کدر،

خاطرم مکدّر ؛

احساسم زنگ زده .

.

.

.

مشترک مورد نظر !

به باد می دهی مرا

وقتی رقص موهای رهایت

باد را به بازیچه گرفته است .

خوب می شناسم

دیوانه ای را

که ورد زبانش بود :

[ ماه را بگویید : 

 تا دیدارت ، چند پلّه راه است ؟! ]

بارت را بسته ای

در چمدانی که

طومار زندگی ام درهم پیچید .

مسافر!

کدام ایستگاه این ترن ،

« خوشبختی » است ؟!

 

واله ی بجنوردی   - مشهد 10/6/1385

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/07/18ساعت 5:48  توسط مجید آخته (واله ی بجنوردی )  | 

آرزو

 

 

خدا مرا نیافرید

مرا برگزید

که من تو را ،

و تو ؛

. . . !


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/07/18ساعت 5:42  توسط مجید آخته (واله ی بجنوردی )  |